چشم برداشت های آزاد
در روزگار بی‌عشق، من مُنتهای عشقم
بر چهره‌ام نظر کن دردآشنای عشقم
در خود شکسته‌ام من از خود گُسسته‌ام من
با قامتی خمیده، با صورتی تکیده، من مبتلایِ‌عشقم
زنده به یادِعشقم در غربت غریبم
بر جاده‌های متروک، من جایِ‌پای‌ِعشقم
در بَحرِ پُرتلاطم، پروا مکن زِطوفان
کشتی شکستگان را من ناخدای عشقم
من یادگار عشقم، آیینه‌دارِ عشقم
در این فنای مُطلق، رَمزِ بقایِ عشقم
آه ای عزیز دیرین، ای دورِ دل‌پذیرم
در غیبت ترانه، آواز عاشقانه، نام مرا صدا کن
من خود صدایِ عشقم ...
نوشته شده در شعر | روزنگار
عشق,دوستی,صداقت,تنهایی,معشوق,عاشقانه,شعر
«رنج» یکی از واژه‌هائیه که ابعاد فلسفی گوناگونی رو در بر می‌گیره و نمی‌شه به راحتی درموردش نوشت یا حرف زد.
 
«رنج» اَشکال و مفهوم تولید شدهٔ متفاوتی
بین آدم‌ها داره که تجربهٔ فردی، درک اون رو
برای دیگری سخت‌تر و حتا ناممکن می‌کنه و
امکان همدردی رو تا جای ممکن کم می‌کنه و
مهم‌تر این که التیام ِ «زخم» حاصله از «رنج»،
«زمان» لازم داره که ما دانسته یا ندانسته به روش‌های مختلف اون رو کتمان می‌کنیم یا تلاش می‌کنیم کتمان کنیم. بارها و بارها پیش اومده
که همه‌ی ما با واژه‌ها و یا عباراتی از دیگری‌ئی مواجه شدیم که در تلاش همدردی و تسکین بوده؛
 
اما اون تلاش کارگر نیفتاده.
من فکر می‌کنم
به‌جای تسکین زبانی بهتره اجازه بدیم خود ِ اون شخصی که «رنج» رو با قالبی که خاص خودش
بوده و لمس کرده با «تسکینِ زمانی» التیام بده تا
اون «زخم» حاصله کمی بهبود پیدا کنه.
این‌جوری جدا از این که بالنده‌گی به‌همراه داره
با ترس‌های ناشناختهٔ ناشی از«رنج» هم مواجه می‌شه
و
می‌تونه در روزهایی که ما کنارش نیستیم در تنهایی بر اون‌ها غالب بشه.
تنها چیزی که ما نسبت به آن ادعایی نداریم ، نادانی است
نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
نادانی,علم,خودباوری,

یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بربخورد.

یاد من باشد تنها هستم.

ماه بالای سر تنهایی است.

 

سهراب سپهری

نوشته شده در شعر | روزنگار
شعر,سهراب سپهری,قانون,زندگی,تنهایی,محبت,دوستی,مهربانی
قضاوت می‌کنیم تا قضاوت نشویم!!!
نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
قضاوت
دور از اینجا ، خیلی دور!
به من بگو مرا کجا داری می بری.
دستت کجاست!؟
در تاریکی نمی توانم پیدایش کنم.
اگر آن را می‌گرفتم دیگر فکر نمی کردم سعی داری مرا رها کنی.
صدایم را می‌شنوی!؟
آیا حتی در این اتاق هستی!؟
شاید اینجا نیستی!؟
چه چیزی تو را در یخ و مه شمال فریب می دهد!؟
جایی که انسان حتی انتظار ندارد کسی را ببیند که زندگی می‌کند.
تو اینجا نیستی!
تو از اینجا به دوردست ها گریخته ای.
اما برای من این سوال که تو اینجا هستی یا نیستی!؟
مسئله ی زندگی و مرگ است!!!
نوشته شده در روزنگار
زندگی,وفاداری,دوستی,عشق
این که چشم، اجسام دورتر رو کامل تر میبینه
یک قائده کلی و علمی هستش
درباره همه آدم ها
که بهش میگن پرسپکتیو
چیزی که آزار دهنده است اینه که
تو هم شبیه بقیه باشی
دوری,دوستی,علاقه,پرسپکتیو,

دروغ آفت بشریت

تظاهر به تمایل صرفاً برای کسب منافع شخصی

نتیجه‌ای جز نابودی انسان و باورهای انسانی در پیش ندارد

نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
بشر,آفت,باورهای انسانی,دروغ,صداقت,دوستی,خوبی,محبت
یک روز همه چیز را فراموش میکنم
به جز نام تو، که در پنهان ترین گوشه قلبم، دوستت دارم
جایی که حتی مغزم به آن راه ندارد
تا آن روز بتواند، من و تو را، به فراموشی بفروشد
نوشته شده در روزنگار
آلزایمر,فراموشی,عشق,دوست داشتن,همراه,زندگی,
سوئیچ بیمه اساساً نتیجه جلسه‌های مشترک سه جانبه بیمه مرکزی ، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و نمایندگانی از حوزه استارت آپ ها است؛ این در حالی است که صنعت بیمه با قدمت یک قرن در ایران ، علیرغم تنوع شرکت های بیمه گر و تلاش های پیشکسوتان این حوزه به عنوان صنعتی نوپا به جهت اقبال عمومی محسوب می شود.

 

http://www.asianews.ir/u/76p

نوشته شده در اقتصادی
سوئیچ بیمه,صنعت بیمه,بیمه مرکزی,استارت آپ ها,معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری صنعت بیمه ایران,
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷