چشم برداشت های آزاد
در روزگار بی‌عشق، من مُنتهای عشقم
بر چهره‌ام نظر کن دردآشنای عشقم
در خود شکسته‌ام من از خود گُسسته‌ام من
با قامتی خمیده، با صورتی تکیده، من مبتلایِ‌عشقم
زنده به یادِعشقم در غربت غریبم
بر جاده‌های متروک، من جایِ‌پای‌ِعشقم
در بَحرِ پُرتلاطم، پروا مکن زِطوفان
کشتی شکستگان را من ناخدای عشقم
من یادگار عشقم، آیینه‌دارِ عشقم
در این فنای مُطلق، رَمزِ بقایِ عشقم
آه ای عزیز دیرین، ای دورِ دل‌پذیرم
در غیبت ترانه، آواز عاشقانه، نام مرا صدا کن
من خود صدایِ عشقم ...
نوشته شده در شعر | روزنگار
عشق,دوستی,صداقت,تنهایی,معشوق,عاشقانه,شعر
تنها چیزی که ما نسبت به آن ادعایی نداریم ، نادانی است
نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
نادانی,علم,خودباوری,

یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بربخورد.

یاد من باشد تنها هستم.

ماه بالای سر تنهایی است.

 

سهراب سپهری

نوشته شده در شعر | روزنگار
شعر,سهراب سپهری,قانون,زندگی,تنهایی,محبت,دوستی,مهربانی
قضاوت می‌کنیم تا قضاوت نشویم!!!
نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
قضاوت
دور از اینجا ، خیلی دور!
به من بگو مرا کجا داری می بری.
دستت کجاست!؟
در تاریکی نمی توانم پیدایش کنم.
اگر آن را می‌گرفتم دیگر فکر نمی کردم سعی داری مرا رها کنی.
صدایم را می‌شنوی!؟
آیا حتی در این اتاق هستی!؟
شاید اینجا نیستی!؟
چه چیزی تو را در یخ و مه شمال فریب می دهد!؟
جایی که انسان حتی انتظار ندارد کسی را ببیند که زندگی می‌کند.
تو اینجا نیستی!
تو از اینجا به دوردست ها گریخته ای.
اما برای من این سوال که تو اینجا هستی یا نیستی!؟
مسئله ی زندگی و مرگ است!!!
نوشته شده در روزنگار
زندگی,وفاداری,دوستی,عشق

دروغ آفت بشریت

تظاهر به تمایل صرفاً برای کسب منافع شخصی

نتیجه‌ای جز نابودی انسان و باورهای انسانی در پیش ندارد

نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
بشر,آفت,باورهای انسانی,دروغ,صداقت,دوستی,خوبی,محبت
یک روز همه چیز را فراموش میکنم
به جز نام تو، که در پنهان ترین گوشه قلبم، دوستت دارم
جایی که حتی مغزم به آن راه ندارد
تا آن روز بتواند، من و تو را، به فراموشی بفروشد
نوشته شده در روزنگار
آلزایمر,فراموشی,عشق,دوست داشتن,همراه,زندگی,
دلتنگی برای تو
تکه ای از تن من است
که حتی بعد از مرگ
با من دفن خواهد شد
نوشته شده در روزنگار
عشق,دلبستگی,دلدادگی,ایمان,روح,زندگی ابدی
اونایی که همه فکر میکنن که
همه حرفای راستو تو کاغذا مینویسن
نمیدونن که همه عاشقانه های عالم
راز مگو هستش
که هیچ وقت ، هیچ جا ثبت نمیشه
نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
عشق,راز,دل نوشت,عاشقانه,
کودکی که هر صبح به امید داشتن یک جفت بال از خواب بیدار می شود، زنده است
باقی ، مردگانی هستند که به داشته هایشان راضی شدند و به نداشته هایشان عادت کردند
نوشته شده در روزنگار | انتقادی | اجتماعی
عادت زدگی,زندگی,زنده ماندن,روز مرگی,امید,کودکی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶