چشم برداشت های آزاد

مسئله ی زندگی و مرگ است!!!

دور از اینجا ، خیلی دور!
به من بگو مرا کجا داری می بری.
دستت کجاست!؟
در تاریکی نمی توانم پیدایش کنم.
اگر آن را می‌گرفتم دیگر فکر نمی کردم سعی داری مرا رها کنی.
صدایم را می‌شنوی!؟
آیا حتی در این اتاق هستی!؟
شاید اینجا نیستی!؟
چه چیزی تو را در یخ و مه شمال فریب می دهد!؟
جایی که انسان حتی انتظار ندارد کسی را ببیند که زندگی می‌کند.
تو اینجا نیستی!
تو از اینجا به دوردست ها گریخته ای.
اما برای من این سوال که تو اینجا هستی یا نیستی!؟
مسئله ی زندگی و مرگ است!!!

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید